loading...

New season

بازدید : 33
شنبه 16 آبان 1399 زمان : 8:37

سلام از طرف میم خسته

+ امروز دومین جلسه حسابداریم بود. بعدازظهر دیروز جزومو خوندم و مسئله حل کردم و تو نت درمورد مطالب جلسه اول سرچ کردم.

+ امروزم یکم از ویسا رو‌گوش دادم و دوباره جزوه رو خوندم. هم زمان برا صبونه عدسی پختم ک (ریدم)‌ خوشمزه نشد، ظرفارو شستم و مرغ و سیب زمینی برا ناهارم آبپز کردم. و رفتم حموم و بعدش ناهار خوردم.وسیله‌هامو چیدم تو کیفم ، قمقمه و ظرف میوه و دفترچه و ... و دو و ده مین از خونه زدم بیرون.

+ رفتم کافی نت ک کپی کارت ملی بگیرم ، یهو دیدم کیفم شده دریاچه...در فاکینگ قمقمه باز شده بود. نشستم تو ماشین y و کیفمو خالی کردم و گذاشتمش رو صندلی عقب ک خشک شه و خودم با‌ی دفترچه و خودکار و الکل رفتم سر کلاس.

+ از سه و ربع تا هفت و نیم سرکلاس بودیم و دگ‌ گلوم خشک شده بود و کلا سرویس بودم، آخر کلاس ُ تند تند جمع کرد ، گفت اگه میخواید یه جلسه دوساعته بذارم براتون ک چنتا ک*کش گفتن وای نه الان تمومش کن و ما بعدا دگ نمی‌تونیم بیایم و کوفت و زهرمار...که استادم همه رو تو نیم ساعت گفت.

+ از شهدا تا طالقانی پیاده رفتم و هم زمان با y رسیدم زیر پل. چنتا آهنگ شمالی دانلود کرده بود و هی میذاشت و صداشو زیاد میکرد، ینی خفم کرد با این آهنگا 😂 خودشم کلی حال میکرد باهاشون .

+ خواستم از لب جاده قوری بخرم ک از هیشکدوم خوشم نیومد. رفتیم از اون مغازهه ک اسمش قدس ِ کره بادوم زمینی خریدم. شامپو بدن گلرنگ و شیر کم چرب میهنم میخواستم ک نداشتن، وین مارکت هم رفتیم نداشت. بجاش رفتیم و بستنی خریدیم با شکلات زیاد و باهم خوردیم و ریدم تو رژیمم. 😂

+ حتی مغازه جباری هم رفتم ولی شیری ک من میخواستم ُ نداشتن. خلاصه فردا رو هم باید پرچرب بخورم.

+ A ویس داده بود ک فردا صب زود بریم ک از اون ورم زود برگردیم ک به شب نخوریم. گف ساعت هشت حرکت کنیم من گفتم خدایی زوده ، هشت و نیم خیرشو ببینی و تصویب شد.

انگار قراره برا صبونه بریم خونه مردم 😂😐

+ یکم ورزش کردم و شبکه سه‌ی مسابقه داشت میداد ک رشیدپور مجریش بود ک شرکت کننده‌ها باید سیم مربوط به جوابای درست ِ سوالو با سیم چین میبریدن ، خوشم اومد و نشستم نگا کردم . بعدم سالاد سزار درست کردم و خوردم.

+ ب e تصویری زنگ زدم ولی چون اینترنتم ضعیف بود نگرفت، و چت کردم باهاش ک حالش خیلی خوب نبود. الهی فداش شم فردا تولد آوائه و طفلی بچه اولین تولدش افتاده تو این وضعیت تخمی.

+ چت با y

+ مرور جزوه

+ دلم خیلی میخواست چی گیونگ ببینم ولی خیلی دیره و باید بخوابم ک صب بتونم بیدار شم.

وحدت اسلامی: دکتر زرین پور
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

آرشیو
آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :